گنجینـه ای از بهترین های اینترنت
جوک  جوک جوک

یک بار یه نفر میره پیش دکتر میگه:آقای دکتر از صبح تا حالا کمرم راست نمیشه؛دکتر یه نگاه به سر تا پای مرد کرد وگفت:آقا علتش معلومه؛چون دکمه یقه ات را به دکمه شلوارت وصل کرده ای.

-----------------------------------------------------------------------------------

ترکها میخواستند یک نفر رو اعدام کنند. بهش می گن: ‌چون تو اینجا غریبه هستی و مهمان ما به حساب میای، ما بهت یک تخفیف میدیم، تو حق داری نوع مرگت رو انتخاب کنی. طرف هم اتاق گاز رو انتخاب میکنه. خلاصه میگیرند میبرنش تو یه اتاقی، طرف نگاه میکنه میبینه اتاقه سقف نداره! می زنه زیر خنده، میگه:هه هه... اتاق گاز ترکها رو ببین!ترکها میگن موقعی که از اون بالا کپسولهای گاز رو انداختیم رو سرت اون موقع خنده یادت میره!!

 -----------------------------------------------------------------------------------

یک روز 3 تا دراکولا نشسته بودند اولی گشنش شد گفت من رفتم چیزی بخورم. بالهاشو باز کرد و رفت و بعد از 5 دقیقه برگشت تموم دهانش خون آلود بود دوستاش گفتن کجا رفتی؟ گفت اون ساختمون بلند را میبینید؟ گفتند آره گفت رفتم طبقه سوم یک دختر خوشگل آنجا بود خونشو خوردم. دومی دهنش آب افتاد و گفت: ما هم رفتیم و بال زد رفت و بعد از 5 دقیقه برگشت دهنشو صورتش پر از خون بود. بقیه گفتن کجا رفتی؟ گفت اون ساختمان بلند اولی هیچی اون برج بلند دومی را میبینید؟ گفتند آره. گفت:رفتم اونجا دو تا آدم خوشگل بودن خون هر دو تاشون رو خوردم. سومی که ترک بود دید عجب کم آورده هیچی نگفت و بال زد و رفت. 20 دقیقه گذشت اون دو تا دیدند دراکولا ترکه آمد آقا سر تا پا خون. تعجب کردند گفتن: بابا ایول کجا بودی؟ ترکه گفت: اون ساختمون بلند اولی هیچی اون برج دومی هم هیچی اون برج سومی رو میبینید؟ اون دوتا گفتند: آره. ترکه گفت: خوب من ندیدم.

----------------------------------------------------------------------------------

حکومت نظامی بوده، افسر به سربازش که ترک بوده میگه: که تو اینجا کشیک بده، از هفت شب به بعد هرکسی رو تو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش که تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یک بدبختی رو کشته! داد میزنه: احمق! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه میگه: قربان این یک آدرسی پرسید که عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیکرد!

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

 ترکه:یه نوشابه میخره؛گازشو میگیره میره شمال!!

ترکه بی هوا می آد تو خونه خفه میشه!!

ترکه زنشو میکشه میره مرحله بعد!!!

ترکه به آخر خط میرسه...از اتوبوس پیاده میشه!!

ترکه تو مانور شرکت میکنه اسیر میشه.!!

ترکه میفته تو دره...(game over)میشه!!

ترکه رفت تونس یه ترکه رفت نتونست!!!

----------------------------------------------------------------------------------

ترکه از تاکسی پیاده میشه درو محکم میبنده میگه: پدر سگ خودتی ... راننده میگه من که چیزی نگفتم ! ترکه میگه: بعدا" که میگی.!

---------------------------------------------------------------------------------------------------

 ترکه پدرش دچار سوختگی شد و مجبور شد مغازه رو تعطیل کنه واز پدرش پرستاری کنه؛پشت در مغازه نوشت:به علت پدر سوختگی مغازه یک هفته تعطیل است!!!

----------------------------------------------------------------------------------

ترکه به گارسونه میگه:عرق داری؟گارسونه آروم میگه:آره !ترکه میگه:پس کاپشن تنت کن سرما نخوری!!!!

-----------------------------------------------------------------------------------

تهرونیه میره قهوه خونه؛یه مگس ته فنجونش میبینه؛قهوه چی رو صدا میکنه ومیگه:یه مگس ته فنجون منه؛این چه معنی میده؟قهوه چی میگه:من از کجا بدونم من که فالگیر نیستم!!!؟

-----------------------------------------------------------------------------------

دکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد ودر برگه نوشت:معاف به دلیل ضعف جسمانی.پسره با خوشحالی گفت:آخ جون!فوری میرم زن می گیرم.دکتر نوشت وهمچنین ضعف عقلانی!!!

------------------------------------------------------------------------------------

به ترکه میگن عروسی پسرت کی هست؟میگه:این دوشنبه نه؛چهارشنبه بعدی!!

----------------------------------------------------------------------------------

قاضی :خانم چرا صندلی رو زدی تو سر شوهرتان؟خانم:چون زورم نرسید میزو بلند کنم!!

-----------------------------------------------------------------------------------

پیرزنی همه دندوناشو کشیده بود به جز یکی؛ازش میپرسن:مادر چرا این یه دندونو گذاشتی باشه؟میگه:آخه میخوام باهاش چادرمو نگه دارم!!

 -----------------------------------------------------------------------------------

ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش میگه:امشب حتما"بیا خونمون هیچکس نیست.دختره با هزار امید وآرزو میره زنگ خونه ترکه رو میزنه؛میبینه هیچکس نیست!!!

-----------------------------------------------------------------------------------

ترکه میاد تهران ویه تاکسی میخره که مسافر کشی کنه؛خانمی ازش میپرسه:آقا ببخشید کریم خان میرید؟ترکه میگه:آره خب اگه نمیرید که میترکید!!!

-----------------------------------------------------------------------------------

به نیوتون میگن:چی شد که از افتادن سیب وخوردن سیب به سرت تعجب کردی؟میگه:آخه من زیر درخت گلابی خوابیده بودم!!!

----------------------------------------------------------------------------------- 

ترکه میخواسته بره استادیوم تیم ایران رو تشویق کنه؛میره جلوی استادیوم؛به فروشنده ای که جلوی استادیوم بساط پهن کرده میگه:آقا یه پرچم ایران بدید؛فروشنده یه پرچم ایران بهش میده؛ترکه یه مقدار به پرچم نگاه میکنه؛ میگه:آقا ببخشید رنگ دیگشو نداری!!!

-----------------------------------------------------------------------------------

ترکه میره دستشویی موبایلش زنگ میزنه دخترش میگه بابایی کجایی؟ترکه میگه یه جایی دخترش میگه مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتو بخورو بیا !

-----------------------------------------------------------------------------------

طرف باباش تو توالت میمیره از اون به بعد هر وقت میره تو توالت گریه میکنه بهش میگن چرا اینجاگریه میکنی؟

میگه:آخه اینجا بوی بابامو میده!!!

-----------------------------------------------------------------------------------

رشتیه داشت زنشو حسابی کتک میزد بهش میگن چرا میزنیش میگه نمیدونم اگه میدونستم که میکشتمش!!

-----------------------------------------------------------------------------------

ترکه عینک دودی میزنه میره از خونه بیرون بعد بچه اش رو سر کوچه میبینه میزنه تو گوشش.بچه میگه:بابا چرا میزنی؟ترکه میگه:تو این وقت شب بیرون چکار میکنی؟بچه میگه:بابا شب نیست عینکتو بر دار!ترکه عینکشو بر میداره دوباره محکم میزنه توی گوش بچه اش؛بچه میگه:بابا واسه چی میزنی؟میگه تو از دیشب تا حالا اینجا چکار میکردی؟!!


حرف های قبل و بعد از ازدواج

قبل از ازدواج:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


پسر : بله ، بالاخره وقتش شد . منتظر بودن خیلی سخته
دختر :‌ می خوای من برم ؟
پسر : نه. حتی فکرش روهم نکن
دختر : دوستم داری ؟
پسر : البته !
دختر : تا حالا به من خیانت کردی ؟
پسر : نه ! چرا حتی یک همچین حرفی را می زنی ؟
دختر : منو می بوسی ؟
پسر: بله
دختر: منو کتک می زنی ؟
پسر: امکان نداره ! به قیافه من میاد همچین آدمی باشم
دختر: می تونم بهت اعتماد کنم؟
پسر: بله

 

حالا بعد از ازدواج:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می توانید همین گفتگو را از پایین به بالا بخوانی


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 188968